دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 7321
تعداد نوشته ها : 13
تعداد نظرات : 4
Rss
طراح قالب
تقويم بي بهارم...

كسي آن سوي ديوار دلتنگي هايم گوش ايستاده

تا براي بهانه اي كه تقويمم را بي بهار كرد ترانه بسرايد

اما...چه بهانه اي

وسيع تر از تو و نگاه بي تفاوت وسكوتي بي نهايت

براي ابدي شدن زمستان قلبم؟

پي نوشت ۱:

كجاست قيصر شعر ايران كه باز هم برايمان بنويسد كه:

"از تمام رمز وراز هاي ع ش ق

جز همين سه حرف چيزي سرم نميشود...

ولي...راستي....دلم كه ميشود!"

پي نوشت ۲:

گاهي ما را چه ميشود

كه تمام روياي ما كسي ميشود...كه ما تمام روياي او نيستيم؟

رفت:

آمد و قلب مرا دزديد و رفت

بي قراري هاي من را ديد و رفت

او گمان مي كرد من ديوانه ام

بر من و احساس من خنديد و رفت

غنچه هاي عشق را از خاك جان

با تمام بي وفايي چيد و رفت

دل به او بستم ولي افسوس،او

حال و روزم را كمي فهميد و رفت

باورم شد رفتنش اما عجيب

بعد از او ايمان من لرزيد و رفت

خواستم برگردم و عاشق شوم

عشق هم ديگر زمن ترسيد و رفت

دوستت دارم:

مثل شعري عاشقانه ، خواندنت را دوست دارم

مهمان قلب من باش، ماندنت را دوست دارم

آسمان صاف و ساده ، آبي ات را دوست دارم

دور از ابر سياهي ، نابيت را دوست دارم

نيمه ماهي ، كنج شبها ، ديدنت را دوست دارم

چون گل خوش رنگ و خوش بو ، چيدنت را دوست دارم

من سلام گرم اما ، ساده ات را دوست دارم

آن نگاه بر زمين افتاده ات رادوست دارم

چشمهاي از وفا آكنده ات را دوست دارم

گل بخند ، آرام آرام خنده ات را دوست دارم

آنهمه بخشندگي ، افتادگي را دوست دارم

تا تو هستي در كنارم زندگي را دوست دارم

X